حل معمای جزیرهی ایستر با بررسیهای جدید

مجله علمی ایلیاد - تحقیقات جدیدی که توسط گروه بینالمللی از محققان به رهبری دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا صورت گرفت این احتمال را رد می کند که بومیان جزیرهی ایستر و آمریکای جنوبی، پیش از ورود اروپائیان به این جزیره با یکدیگر ادغام شدهاند. «لارس فارن اشمیتز»، استادیار انسانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، یافتههای خود را در مقالهای به تاریخ ۲۰ مهر ۱۳۹۶ شمسی منتشر کرده است.
گروه تحقیقاتی، تکههای استخوان پنج فسیل باقی مانده را مورد بررسی قرار دادند. این فسیلها در دههی ۱۹۸۰ میلادی کشف و به موزهی کُنتیکی در نروژ انتقال داده شد. از هر کدام از این فسیلها که پیشتر در پژوهشی از آنها استفاده شده است، کمتر از ۲۰۰ میلیگرم ماده برداشت شد. سه مورد از فسیلها مربوط به قبل و دو مورد مربوط به بعد از ورود اروپائیان به این جزیره بودند.
اشمیتز در اینباره گفت: «ما هیچ مدرکی دال بر وجود تشابه ژنی میان بومیان جزیره ایستر و آمریکای جنوبی نیافتیم. در حقیقت این مسئله ما را بسیار شگفتزده کرد. شواهد محتمل بسیاری از ارتباط ژنی میان این دو فرهنگ وجود دارد، بنابراین ما تصور میکردیم که با این شواهد مواجه شویم، اما چنین اتفاقی نیافتاد.»
انسانشناسان اختلاف نظر بسیاری در مورد پرسشهای بهوجودآمده از ارتباط میان این دو فرهنگ دارند. پیشتر پژوهشی نشان داد ردپایی از ارتباط ژنتیکی میان بومیان اولیهی قارهی آمریکا و بومیان کنونی جزیرهی ایستر وجود دارد. محققان این پژوهش اظهار داشتند، ادغام نسلی احتمالاً بین سالهای ۱۲۸۰ و ۱۴۲۵ میلادی اتفاق افتاده است. اشمیتز اولین فردی بود که از روش «بررسی زمیندیرینشناسی» برای آزمایش این فرضیه استفاده کرد. یافتههای او نشان میدهد ادغام نسلی از سال ۱۷۲۲ میلادی به بعد اتفاق افتاده است.
اشمیتز با علم بر اینکه پاسخ او به پرسش، چندین پرسش دیگر ایجاد میکند، اظهار داشت: «بردهداری، شکار والها، تبعید و دیگر عواملی که پس از ورود اروپائیان اتفاق افتاد، زمینه را برای ادغام نسلی فراهم کرد که آثار آن بر روی ساکنان کنونی این جزیره مشاهده میشود. محتملترین پاسخ این است که تنها یک اتفاق نیافتاده است. ماجرا از آن چیزی که ما تصور میکنیم، پیچیدهتر است.»
اشمیتز که عضوی از آزمایشگاه دیرینزمینشناسی دانشگاه کالیفرنیا است، با بررسی توالی ژنی بهدستآمده از بقایای این فسیلها، به دنبال یافتن ردپای فرآیندهای تکامل مولکولی در طول زمان بود. بررسی توالی ژنی بشر اولیه، به درک بهتر تکامل بشر، تعامل و گوناگونی آن و نقش فرهنگ و محیطزیست بر روی این گوناگونی کمک میکند.

اشمیتز اظهار داشت: «مطالعات انجامشده، اهمیت دیانای باستانی را برای آزمایش فرضیههای پویایی جمعیت در گذشته نشان میدهد. ما میدانیم ساکنان کنونی جزیرهی ایستر نیاکانی از آمریکای جنوبی دارند، اما این نکته در مورد ساکنان اولیهی این جزیره صدق نمیکند. بنابراین سوالی مهم به میان میآید؛ کجا و چه زمانی این دو گروه از انسانها با یکدیگر تعامل داشته و توالی ژنتیکی ساکنان جزیرهی ایستر را تغییر دادند؟»
یکی از معماهای جزیرهی ایستر این است که بشر چگونه به این جزیره راه یافت. این جزیره ۲،۱۰۰ کیلومتر تا نزدیکترین جزیره و ۳،۶۰۰ کیلومتر تا کشور شیلی در جنوب قارهی آمریکا فاصله دارد. برخی باستانشناسان معتقدند احتمال سفر دریایی میان «پلینزیا» و قارهی آمریکا وجود داشته است که منتهی به اختلاط این دو گروه و حتی گسترش جمعیت در قارهی آمریکا شده است. اما به نقل از اشمیتز، احتمالات، تنها حدس و گمان هستند و نمیتوان به آنها اتکا کرد.
اشمیتز در اینباره گفت: «ما قصد داریم تحقیقات بیشتری بر روی زمان و مکان وقوع تبادل ژن میان بومیان آمریکا و جزیرهی ایستر انجام دهیم. پویایی جمعیت در این مناطق بسیار حیرتانگیز است. در صورت وجود بقایای فسیلی جزایر دیگر، ما باید آنها را مورد بررسی قرار دهیم.» این پروژه، لزوم استفاده از روشهای جدید برای بررسی بقایای فسیلی موجود در موزهها را نشان میدهد. آب-وهوای استوایی شرایط را برای بقاء فسیل سختتر میکند. به گفتهی اشمیتز، استخوان دنده نرمتر از آن است که برای بررسی ایدهآل باشد؛ اما تکنولوژی جدید، امکانات بسیاری در اختیار دانشمندان قرار داده است.
اشمیتز خاتمه داد: «روشهای ما در ۵ سال گذشته پیشرفت بسیاری داشتهاند و ما باید نمونههای فسیلی که در گذشته موفق به یافتن توالی دیانای از آنها نشدیم، از نو مورد بررسی قرار دهیم.»
نوشته: ScienceDaily
ترجمه: رضا کاظمی - مجله علمی ایلیاد
ترجمه: رضا کاظمی - مجله علمی ایلیاد

