لبخند مونالیزا رمزگشایی شد؛ علم میگوید او شاد است.

مجله علمی ایلیاد - لبخند مشهور مونالیزا که برای قرنها مورد تحقیق و بحث بوده است، بارها مبهم خوانده شده است. اما آیا واقعاً درک این لبخند به این سختی است؟ ظاهراً خیر.
محققان روز جمعه فاش کردند که در آزمایشی استثنایی، نزدیک به ۱۰۰ درصد افراد، چهرهی مونالیزا را بدون هیچ ابهامی «شاد» خواندند. عصبشناس دانشگاه فرایبورگ آلمان، «جورجن کورنمیر»، مولف همکار این مطالعه، به AFP گفت: «ما واقعاً متحیر بودیم.» کورنمیر به همراه گروهی محقق، از چیزی که شاید مشهورترین اثر هنری جهان است، برای مطالعهی عواملی استفاده کردند تا بفهمند چگونه بشر در مورد نشانههای بصری همچون حالات صورت قضاوت میکند.
مونالیزا که در ایتالیایی بهعنوان «La Gioconda» شناخته شده است، اغلب بهعنوان نمادی از معمای احساسی معرفی میشود. در نگاه نخست، این تصویر برای بسیاری در حال لبخند زدن بهنظر میرسد، اما با نگاه طولانیتر به آن، ظاهراً پوزخندی تمسخرآمیز یا نگاه خیرهی غمگین به خود گرفته است. با استفاده از نسخهی سیاه و سفید از این شاهکار، اوایل قرن شانزدهم لئوناردو داوینچی، این گروه گوشههای دهان این مدل را کمی به سمت بالا و پایین دستکاری کردند و هشت تصویر تغییر یافته بهوجود آوردند. در چهار تصویر مونالیزا بهطور نامحسوسی، اما به تدریج شادتر و در چهار تصویر غمگینتر میشود.
مجموعهای شامل ۹ تصویر سیبار به دوازده شرکتکنندهی این آزمایش نشان داده شد. در هر بار نمایش، تصاویر بهطور اتفاقی و بدون ترتیب خاصی چیده میشدند و شرکتکنندگان میبایست هر یک از این ۹ تصویر را بهعنوان تصویر شاد یا غمگین توصیف میکردند. کورنمیر گفت: «با استفاده از توصیفات هنر و تاریخ هنر، ما گمان میکردیم که نسخهی اصلی مبهمترین نسخه خواهد بود. در عوض با کمال شگفتی بسیار، دریافتیم که در ۹۷ درصد موارد، نسخهی اصلی داوینچی خوشحال تعبیر شده بود.»
مرحلهی دوم آزمایش، شامل نسخهی اصلی مونالیزا به همراه هشت نسخهی ناراحتتر، با حتی تفاوتهای گوناگون در انحنای لب او بود. در این آزمایش، نسخهی اصلی هنوز شاد تعبیر شد، اما تفسیر شرکتکنندگان از دیگر تصاویر تغییر کرد. کورنمیر گفت: «نسبت به آزمایش نخست، آنها کمی ناراحتتر تعبیر شدند.» محققان توضیح دادند این یافتهها تایید میکند که ما مقیاس ثابت مطلقی از خوشحالی و ناراحتی در مغزمان نداریم و درک آن بهشدت به محتوا و شرایط بستگی دارد. او گفت با استفادهی حافظهمان از تجربیات حسی قبلی مغز ما قادر است بسیار بسیار سریع زمینه را بررسی کند. ما به محدودهی کلی توجه میکنیم و سپس قضاوتها و نظراتمان را با آن وفق میدهیم.
کورنمیر اظهار کرد که ممکن است درک این فرآیند در مطالعهی اختلالات روانی مفید باشد. افراد مبتلا به این اختلالات، توهماتی دارند، چیزهایی میبینند که بقیه نمیبینند. این توهمات ممکن است نتیجهی اختلافی بین فرآیند مغزی ورودی حسی و حافظه ادراکی باشد. مرحلهی بعد، انجام همین آزمایش با بیماران روانی خواهد بود. کشف جالب دیگر این آزمایش، این بود که افراد توانستند مونالیزاهای شادتر را زودتر از مونالیزاهای غمگینتر تشخیص دهند. کورنمیر گفت: «این مطلب حاکی از این بود که ممکن است اولویت ناچیزی برای خوشحالی در انسان وجود داشته باشد.»
اما در مورد خود شاهکار، این گروه معتقد است آزمایششان در نهایت به سوالی صد ساله پایان داده است. کورنمیر اظهار کرد: «ممکن است ابهاماتی در جنبههای دیگر وجود داشته باشد، اما در مورد حس خوشحالی در مقابل حس ناراحتی این تصویر هیچ ابهامی وجود ندارد.»
نوشته: ماریته لروکس
ترجمه: مینا آذری - مجله علمی ایلیاد

