چگونه دیدگاه انسان به جهان متحول شد؟

مجله علمی ایلیاد – در آغاز تاریخ، بشر غارنشین بود و تنها برای تامین مایحتاج خود پا از غارش بیرون میگذاشت و امنیت خود را در ماندن در غار احساس میکرد. او ترجیح میداد تا شبهنگام از غار بیرون نرود و سراسر زندگی او را روزمرگی و یکنواختی در حد رفع نیازهایش احاطه کرده بود. تا اینکه یکی از آنها جسارتی بهخرج میدهد و برای اولین بار، در شب هنگام پا بیرون از غار خود میگذارد و به آسمان نگاه میکند.
این مقدمه را شاید بتوان بهعنوان داستانی کوتاه از آغاز کنجکاوی انسان و اکتشاف در جهان پیرامون خود دانست. نحوهی بازگو کردن دیدههای بیرون غار، میتوانست جایگاه او را نزد خانواده یا قبیلهاش بلند مرتبه گرداند یا اینکه به او با دیدگاه فردی خارج شده از چهارچوبها و قوانین زندگی غارنشینی تبدیل کند. با این همه، چشمان و ذهن او کنجکاو این موضوع شده بود که «آن بالا چه خبر است؟»
سوالاتی اینچنینی همواره از زمان خارج شدن انسان از غار و در طول تاریخ زندگی بشر، همراه او بوده است. چگونگی یافتن پاسخ این سوالات و مطرح کردن یافتهها، مزایا و خطراتی برای کاشفان آنها داشته است. چه بسا اکتشافاتی که در طول تاریخ صورت گرفتند، اما صاحب آن به خاطر قدرتطلبی و در خطر افتادن امنیت، مقام و مرتبه یا عقاید حاکمان قدرتمند، مجال مطرح کردن آنرا نیافتند. حتی اکتشافاتی ساده که میتوانست طرز تفکر و پیشرفت امروزی ما را تحت تاثیری عمیق قرار دهد.
بگذارید کتاب تاریخ بشر را کمی سریعتر ورق بزنیم و به حدود چهارصد سال پیش نگاه کنیم. زمانی که فردی از چشمی تلسکوپ کوچکی که خود ساخته بود، به آسمان نگاه کرد. بله؛ او گالیله است که در سال ۱۶۰۹ میلادی مشاهداتی را از آسمان انجام داد که تا پیش از او هیچکس آنرا تجربه نکرده بود. این مشاهدات آنچنان تغییری در جهان انسانها ایجاد کرد که تا بهامروز هم تاثیرات آن قابل لمس است. مساله را کمی شفافتر میکنیم...
تا پیش از گالیله، نهایت تمام اکتشافات حیرتانگیز بشر به زمین، موجودات آن، ماه و خورشید خلاصه میشد که البته بسیاری از آن اکتشافات به دلایل سیاسی و اعتقادی باید از زیر نظر صاحب منصبانی مقتدر عبور میکرد تا اثبات شوند. میتوان گفت که علم آن زمان در محدودهای تعریف شده، با قوانین، مرزها و خطقرمزهایی بهشدت تحتنظر احاطه شده بود.
علومی که کیهان را با مرکزیت زمینی تخت، پزشکی را خلاصه شده در عصارهی گیاهان، شیمی را در آمیختن چند ماده و فیزیک را در محدودهی سحر و جادو تعریف کرده بود. با همهچیز ساده برخورد میشد و به مغزها اجازه داده نمیشد تا پیچیده فکر کنند؛ چرا که شاید با ارائهی اکتشافات جدید، تخت پادشاهی لرزان میشد یا کریستال گنبد آسمان ترک بر میداشت و جایگاه بهشت ورای آن بههم میخورد.
تا پیش از گالیله، آسمان شب مختصر بود. پنج سیارهی درخشانتر از ستارگان، ماه و خورشید تمام چیزهایی بودند که انسان آنها را میشناخت و گاهی آنها را پرستش هم میکرده است. مرکز همهی آنها هم زمین بود، بهشکلی که همهچیز بهدور زمین گردش میکردند. اما دیدگاه گالیله در اصل نفی مرکزیت زمین نبود، بلکه بیان نظریهای بود که میگفت جهان چندین مرکز دارد. بسیار شبیه به چیزی که امروزه ما آنرا بهنام «نظریهی چند جهانی» میشناسیم. اجرامی مستقل که هر یک بهدور مرکز جرم واحدی در حال گردش هستند. بهترین مثال آن را میتوان زمین و ماه دانست که بهدور مرکز جرم سامانهی دوتایی خود در حال گردش هستند. خود این دو جرم، بهعلاوهی سیارات دیگر و اقمارشان، سیارکها و دنبالهدارها و تمام اجزای منظومهمان نیز حول خورشید در مرکز منظومهی شمسی میگردند و خورشید بههمراه تمام اجزای منظومهاش مسیری را بهدور مرکز کهکشان راهشیری طی میکنند. خود کهکشان ما هم در حال حرکتی مشخص و تحت گرانش دیگر اعضای گروه کهکشانی محلی خود است و همچنین گروه کهکشانی محلی هم در پاسخ به نیروهای وارد شده از دیگر ساختارهای عظیم کیهانی در حال حرکتی انبساطی در کیهان است.

ادعاهای اثباتشدهی گالیله در آن زمان توانست جهش فکری بلندی در ذهن انسانهای زمان خود و آیندگان ایجاد کند که تا امروز این جهش، بلند و بلندتر میشود و هیچچیز نمیتواند جلودار آن باشد؛ تا جایی که امروزه انسان توانسته تا محدودهی مرزهای کیهان را ببیند و ابزار ساختهشدهی خود را به فراتر از مرزهای منظومهی شمسی ارسال کند. رصدهای گالیله نشان داد که ماه تنها یک قمر طبیعی نقرهای رنگ که نور خورشید را بازتاب میکند نیست. این جرمی کروی است همراه با مناطق پست و بلند، دهانههای برخوردی و آتشفشانی و کوهها که عوارض آنرا شامل میشوند. گالیله مشتری را هم رصد کرد و مشخص کرد که چهار قمر بزرگ بهدور آن گردش میکنند و با این شواهد، ادعای مدعیان به مرکزیت زمین را رد کرد؛ سیارهی زهره را هم با تلسکوپش رصد کرد و دید که این سیاره نیز همانند ماه دارای هلالهایی در طول زمانهای مختلف است. او با تمام این شواهد این ذهنیت را که زمین، ماه و سیارات همگی دیسکی شکل هستند را رد کرد و واقعیت جهان را جایگزین تفکر غلط و کهنهای کرد که هزاران سال در ذهن زنگزدهی انسانها مانده بود.
ادعای جنجالی گالیله از آنجایی آغاز شد که اقمار مشتری را رصد کرد و دید که آن چهار قمر گاهی از جلوی سیاره عبور میکنند و گاهی در پشت آن پنهان میشوند. او دید که این اقمار بهدور مشتری میگردند؛ در نتیجه فهمید که اجرامی در کیهان وجود دارند که به دور جرمی دیگر گردش میکنند و توانست دلیلی شفاف و واقعی برای اثبات نظریهی خورشید مرکزی پیدا کند.
از این رو شاید بتوان تلسکوپ گالیله را آغازگر تحول در دیدگاه انسان به جهان پیرامونش دانست و دریچهی دنیای بیانتهایی را بر روی بشریت باز کرد. کشف دنیاهای جدید عاملی هستند در جهشهای فکری و پیشرفتهایی برای کشف دنیاهای دیگر... همچون اکتشافات بزرگ تاریخ بشریت؛ همچون کشف قارهی آمریکا توسط کریستف کلمب که منجر به کشف قارهای جدید شد که امروزه کشفیات علمی گستردهای از آنجا انجام میشود. ساخت ابزار دیگر مانند میکروسکوپها نیز توانست دنیاهای کوچکی را کشف کند، دنیاهایی در مقیاسهای میکروبی و مولکولی که آغازی بود برای رسیدن به مقیاسهای نانو و حتی کوچکتر. شاید بتوان ابزار دیگری همچون تلسکوپ هابل را برای کشف و مشاهدهی اعماق آسمان از این دست مثال زد، ولی قطعاً تلسکوپی همچون کپلر را میتوان یکی از موفقترین ابزاری دانست که به معنای واقعی دنیاهای جدیدی را کشف کرده است. کشف تعداد زیادی سیارهی فراخورشیدی که شاید یکی از آنها میزبان حیاتی هوشمند باشد و یا شاید روزی منزلگاه دوم انسان زمینی قرار گیرد.
ساختههای دیگری هم میشود نام برد که کشفیات کوچک و بزرگی را رقم زدهاند و دیدگاه آدمی را دربارهی جهان پیرامون خود تغییر داده است و به تکامل ذهنی و فکر انسان کمک شایانی کردهاند؛ ما همهی آنها را مدیون علمی هستیم که سرآغاز آن جسارتی بود که انسان اولیه داشت و از غار خود بیرون آمد و قطعاً پایانی نخواهد داشت.
نوشته: علی عمانی – مجله علمی ایلیاد

