نگاهی نزدیک به زندگی نئاندرتالها

مجله علمی ایلیاد - طبق تحقیقات جدیدی از دانشگاه توبینگنِ آلمان، نئاندرتالها هم به اندازهی انسانهای پارینهسنگی زبرین، آسیبهای ترومای زیادی به سرشان وارد شده. معمولاً تصور میشود که نئاندرتالها به روشهای خطرناک شکار کردن از فاصلهی نزدیک، با استفاده از سلاحهای غیرپرتابهای مانند نیزههای فروکردنی، متکی بودند. تصور میشود که این شیوهی شکار، موجب شد که نئاندرتالها تماسها و ارتباطهای خشونتآمیزی با پستاندارانِ بزرگ داشته باشند که در مقایسه با انسانهای مدرن، این به نوبهی خود منجر به آسیب، به ویژه در سر و گردن آنها، میشد. همچنین میزان مشابهی از آسیبِ سر در نئاندرتالها و هم در انسانهای پارینهسنگی زبرین یافت شده است که موجب شک و تردید در مورد این فرضیه شده است.
«کاترینا هرواتی» استاد دانشگاه توبینگن و همکارانش، گفتند: «معمولاً تصور میشود که نئاندرتالها زندگی خطرناکی داشتند و دائماً برای بقا، جنگ و تلاش میکردند. آسیبهای تروما که در بین بقایای نئاندرتالهای بالغ رایج است، شواهد عمدهای هستند که از این فرضیه حمایت میکنند؛ نئاندرتالها نه تنها از شیوع بالای تروما رنج میبردند، بلکه تصور میشود که نسبت به انسانهای اولیهی مدرن، آسیبهای ترومایی بیشتری داشتند. توضیحات برای این فرضیه شامل رفتار اجتماعی خشونتآمیز، سبک زندگی بسیار متحرکِ شکارچی-جمعآوریکننده در محیط یخبندان و حملاتی توسط گوشتخواران میشود. علاوه بر این، تصور میشود که نئاندرتالها بهطور غیرمعمولی به میزان بالایی از آسیبهای سر و گردنی دچار میشدند که این آسیب به اتکای آنها به شکار کردن از فاصلهی نزدیک که منجر به مقابله با پستاندارن بزرگِ طعمه میشده، نسبت داده شده است.»
این تفاسیر پیامدهای مهمی برای بازسازی زیستشناسیِ نئاندرتالها و رفتار آنها دارد و درک غالب نسبت به این گونه را شکل داده است، اما با این حال عمدتاً مبتنی بر شواهد موردیِ توصیفی است. مطالعات کمیتی در سطح جمعیت در مورد آسیبهای تروما نادر است. در این مطالعه، پژوهشگران فرضیهی شیوع بالاتر ترومای سر در میان نئاندرتالها نسبت به انسانهای پارینهسنگی زبرین را با استفاده از مقایسهی در سطح جمعیتی ارزیابی کردند.
آنها ۲۱ نمونهی دارای یک یا چند ضایعهی جمجمهای که شامل ۹ نئاندرتال و ۱۲ انسان پارینهسنگی زبرین در نمونهای از ۱۱۴ نئاندرتال و ۹۰ نمونه از انسانهای پارینهسنگی زبرین شناسایی کردند. پروفسور «هرواتی» گفت: «یافتههای ما این فرضیه را رد میکند که نئاندرتالها بیشتر از انسانهای مدرن در معرض آسیبهای سر بودند. بنابراین ما معتقد هستیم که رفتارهای نئاندرتالی که موجب میزان بالای آسیب میشده، از جمله رفتار خشونتآمیز و تواناییهای ضعیفتر در شکار کردن، باید دوباره مورد توجه قرار گیرد و بررسی شود.»
پژوهشگران دریافتند که مردانِ هر دو گونه، بسیار بیشتر از زنان آسیب میدیدند، یافتهای که با مشاهدات در گروههای انسانیِ جدیدتر سازگار است و به وسیلهی تقسیم کار بین زنان و مردان یا به وسیلهی دیگر رفتارها و فعالیتهایی که به لحاظ فرهنگی بین زن و مرد متمایز شدهاند، توضیح داده میشود. دانشمندان علاوه بر این شباهتها، تفاوتهای جالبی را هم پیدا کردند.
نویسندهی اول این مطالعه، دکتر «جودیت بییر» پژوهشگر مرکز تکامل انسان و محیط دیرین سنکنبرگ در دانشگاه توبینگن، گفت: «در حالی که در مجموع شیوع تروما بین نئاندرتالها و انسانهای پارینهسنگی زبرین مشابه بود، اما ما شیوع ترومای مربوط به سنی را برای هر گونه یافتیم. این میتواند به این معنا باشد که نئاندرتالها نسبت به انسانهای مدرن پارینهسنگی زبرین، به احتمال بیشتری در سن کمتری آسیب میدیدند. در عوض، این میتواند مربوط به بقای طولانیمدت بعد از آسیب باشد. الگوی مربوط به سن، یک یافتهی جدید است.»
با این حال به طور کلی نتایج دانشمندان نشان میدهد که سبک زندگی نئاندرتالها خطرناکتر از سبک زندگی اجدادِ ما، یعنی اروپاییهای اولیهی مدرن، نبوده است. این مطالعه در مجلهی Nature منتشر شده است.
نوشته: SciNews
ترجمه: زهرا جهانبانی - مجله علمی ایلیاد
ترجمه: زهرا جهانبانی - مجله علمی ایلیاد

