مشاهدهی واگیری عاطفی در بین کلاغها

مشاهدهی واگیری عاطفی در بین کلاغها
مجله علمی ایلیاد - میدانید که وقتی یکی از دوستانتان بدخلق و عبوس است، حال و حوصلهی همه را خراب میکند؟ خب این فقط منحصر به انسان نیست. برخی از پرندگان مورد نظر ما هم این اختلال را دارند. یک کلاغ عصبانی بقیهی کلاغها را هم بدخلق و عبوس میکند. طبق تحقیقات جدید، وقتی به کلاغ غذایی که دوست ندارد را نشان دهند، دیگر کلاغهای آن اطراف هم غذای خود را کمتر دوست خواهند داشت، حتی اگر نتوانند غذای اولین کلاغ را ببینند. آنها به محرک پاسخ نمیدهند، بلکه به انزجار و بیمیلیِ اولین کلاغ پاسخ میدهند.
این انتقال اخلاقی «واگیری عاطفی» نام دارد و تصور میشود که میتواند ابزاری برای انتقال اطلاعات، همدلی و همبستگیِ گروه باشد. در مورد واگیری عاطفی در حیوانات مطالعات چندانی صورت نگرفته؛ چون تمایز آن از تقلید یا واگیری رفتاری، دشوار است. اما اگر حیوانی بتواند هوش اجتماعی و عاطفی نشان دهد، مطمئناً آن حیوان کلاغها هستند که بهخاطر داشتن هوشِ خوب در حل مساله، بسیار شناخته شدهاند. بنابراین گروهی بینرشتهای از محققان آزمایشگاه کوروید دانشگاه وین، آزمایشی را طراحی کردند تا ببینند که کلاغها میتوانند خلق و خوی یکدیگر را بگیرند.
در این مطالعه از هشت کلاغ استفاده شد و هر آزمایش با استفاده از جفتها انجام شد. هر پرنده چهار بار مورد آزمایش قرار گرفت، دو بار با شرایط مثبت و دو بار با شرایط منفی. ابتدا آزمایشی روی آنها انجام شد تا مبنای خلق و خوی آنها بهدست آید. دو جعبه به آنها نشان داده شد که یکی از آنها خالی بود و دیگری حاوی پنیر بود. سپس جعبهی سوم به آنها داده شد. اگر با پیشبینی اینکه جعبهی سوم نیز حاوی پنیر است، به آن پاسخ میدادند، مبنا خوشبینی بود. اگر بیتفاوت بودند، نسبت به خالی بودن جعبه مبنا بدبینی بود.
در آزمایش واقعی، به کلاغ اثباتکننده دو جعبه داده شد، یکی حاوی غذای خوشمزهی سگ و دیگری حاوی هویج خام بدمزه بود. سپس یکی از جعبهها برداشته شد. اگر جعبهی باقیمانده، جعبهی حاوی غذای سگ بود، کلاغ سرخوش و شاد بود و زمان بیشتری را صرف نگاه کردن به غذا و تکان دادن سرش میکرد. اما اگر جعبهی باقیمانده جعبهی حاوی هویج خام بود، کلاغها تحت تاثیر قرار نمیگرفتند و زمان زیادی را صرف نگاه کردن به غذا نمیکردند؛ در عوض دوباره به محیط اطراف خود توجه میکردند.
در همین حال، پرندهی ناظر در اتاق مجاوری قرار داشت. آنها نمیتوانستند جعبهها را ببینند، اما میتوانستند پاسخ اثباتکننده به آنرا ببینند. سپس مجدداً آزمایش مبنا روی هر دو پرنده انجام شد. در این آزمایش، در مقایسه با آزمایش مبنا، اگر پرندهی اثباتکننده در بخش قبلی ناامید شده بود، پرندهی ناظر علاقهی کمتری به نزدیک شدن به جعبهی سوم نشان میداد. با این حال، جالب است که برعکس آن درست نبود. اگر پرندهی اثباتکننده نسبت به جعبه هیجانزده میشد، هیچ تاثیری روی رفتار پرندهی ناظر نداشت؛ یعنی مانند قبل به جعبهی سوم نزدیک میشدند. بهنظر میرسید که در این آزمایش فقط خلق و خوی بد مسری بود. شواهد نشان میدهد که این واکنشها قطعاً خلق و خو بوده و تقلید رفتاری نبوده است. پرندگان ناظر، رفتارهای ناامیدکنندهی پرندگان اثباتکننده را دریافت کردند و بعد از آن بدبین شدند، اما رفتارهای مشابهی نشان ندادند.
این نشان میدهد که واگیری عاطفی میتواند مستقل از واگیری رفتاری رخ دهد و در این پرندگان، واگیری عاطفی میتواند نقش مهمی در پویایی گروه داشته باشد. «جسی آدریانز» روانشناس تجربی دانشگاه وین، میگوید: «تحقیقات پیشرفت کرده و ما دیگر از این ایده پیروی نمیکنیم که احساسات، مثلاً نسبت به مهارتهای شناختی، اهمیت کمتری دارند. حیوانات هم دقیقاً مانند انسانها به وسیلهی حالات عاطفی برانگیخته و تحریک میشوند که در عملکرد شناختی و حالتهای رفتاری آنها آشکار است. اگرچه این تحقیق هنوز چالشبرانگیز است، اما نشان میدهد که داریم در مسیر درستی به پیش میرویم.»
این تحقیق در مجلهی PNAS منتشر شده است.
نوشته: مایکل استار
ترجمه: زهرا جهانبانی – مجله علمی ایلیاد

